رادمان فخاریرادمان فخاری، تا این لحظه: 16 سال و 2 ماه و 14 روز سن داره

بنام خداوند مهربان.می نویسم برای پسرم رادمان

مادر که باشی...

مادر که باشی عاشقی  وشاید عشقت بی انتظار واحمقانه باشد.مادر که باشی حساس میشوی با گریش میگریی وبا لبخندش میخندی مادر که باشی انتظار بهشت داری وقتی میشنوی بهشت به بهاست نه به بهانه میدانی که خونت بهاست نه بهانه. مادر که باشی حسرت می خوری که مادرند ولی تو را نمی فهمند میشوند داییه عزیزتر از مادر اصلاماد رکه باشی فقط مادری وهیچ تعریف دیگری نخواهی داشت تا دغدغه هایت را تعریف کنی.......
21 تير 1391

کودکی

روزهای کودکیمون رو به خاطر داریم.اون روزها  هیچ چیز به نظرمون پیچیده نمیرسید.تنها چیزی که به اون فکرمیکردیم مداد رنگی وشکلات عیدی بود.چیزایی که نمی دونستیم هیچ اهمیتی برامون نداشت.به چیزایی که احتمال داشت اذیتمون کنه بی توجه بودیم.اما هر چه سنمون بلاتر رفت نسبت به چیزاهای اطرافمان حساسیت بیشتری پیدا کردیم.متوجه شدیم هر روز مجبوریم گهنگران آدما ها واتفاقات مختلف باشیم. به هر حال باید یادمون باشه نگرشمون رو نصبت به خیلی چیزا عوض کنیم.هیچوت فکر نکنیم که این چیزها مسول احساسمون هستند .ویادمون باشه مثبت زندگی کردن اولین قدم برای خوشبختی هست.
21 تير 1391

رادمان بیمار

 چرا بچم خوب نمی شه امشب ازدردوخارش حاضرنیست سرشو رو بالش بزاره الان هم ساعت 4:30صبح ورادمان هنوز بیداره چکار می تونم بکنم بعلاوه نسخه دکتر هر کی هر چی تجویض کرد دادم خورده دیگه واقعا نمی دونم چکار کنم خیلی کلافه ام خدا کنه هرچه زودتر خوب بشه
21 تير 1391

پسر تابستان

چند روز پیش روی پوست رادمان دونه های قرمزی دیدم.سرتا سر بدن البته صورتش خیلی کمتر.من وبابایی رادمان رو بردیم دکتر .همونجور که خودم هم حدس زده بودم .به خاطر گرمای هوا اونجوری شده بود.خلاصه تا حدودی خیالمون راحت شد .و برگشتیم خونه.البته تو اینجور موارد غیراز نسخه دکتر تمام فامیل هم برای بچه نسخه می نویسن.خوب اشکال نداره ما هم به تجربیاتشون گوش میدیم شاید به دردمون خورد.تا امروز با توجه به اجرای اکثر نسخه ها هنوز پوست رادمان همونجوریه.ناگفته نماند هوا هم واقعا گرمه. خدا جون یه کوچولو بارون بر ما نازل کن.خدایا ناشکر نیستم ولی اصلا یادم نمیاد اخرین بار کی بارون اومد.   پ.ن:یه چیزی خیلی جالبه اگه بچه رو نبری دکتر میگن بیخیاله اگه ببری و...
19 تير 1391

هستی من

هستی ومن سرشارم از موسیقی لبخندت زنده ام بابرق نگاهت هستی ومن جان میگیرم با جانت ونفس میکشم با نفست تو فرشته ای ومن مادرت هستی همه امید من هستی مهم همین است وبس...
18 تير 1391